|
اینبـــار یادمــ بیانــداز شونــه هایتـــ را وجبـــ کنمـــ می خواهمــ ببینمــ از آخرین بار تا به حالـــ چقـــدر آغوشتـــ برایمــ تنگــ شــده شایــد مثلـ ِ دلــ ِ منـــ + نوشته شده در یکشنبه 17 مهر1390 18 توسط نسرین و علی |
خدایا ، حکمت قدم هایی را که برایم بر میداری بر من آشکار کن تا درهایی را که بسویم می گشایی ، ندانسته نبندم و درهایی که به رویم میبندی ، به اصرار نگشایم . . . . . خدایا به فرشتگانت بسپار در لحظه لحظه نیایش خویش “دوستان مرا از یاد نبرند . . .” . . . خدا گوید : تو ای زیباتر از خورشید زیبایم تو ای والاترین مهمان دنیایم شروع کن ، یک قدم با تو تمام گامهای مانده اش با من . . . . . . به خدا تا اندازه ی امیدوار باش که جرات گناه کردن پیدا نکنی و از اون تا اندازه ی بترس که از رحمت اون ناامید نشوی . . . + نوشته شده در یکشنبه 27 شهریور1390 16 توسط نسرین و علی |
|